السيد الخميني
219
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
نمونههايى از سلوك رهبران كمونيست اينها بازى مىدهند مردم را ، مردم را بازى مىدهند . لنين كه اين قدر از او تعريف مىكنند و كذا ، اولًا به واسطهء يك شكست جنسى خودش وارد شده و مخالفت كرده است با آنهايى كه ديانت داشتند ؛ با آن علمايى كه آن وقت بودند و علماى خودشان ! يك مسئلهء جنسى بوده است كه آنها منعش كردند و او عصبانى شده ! آن وقت يك قصه هم از او نقل مىكنند كه ايشان گفته است كه « بايد ما حساب كنيم ببينيم كه اين افرادى كه در مملكت ما هستند ، خرج و دخلشان چه جورى است ، هر نفر آدمى كه حساب كرديم در سالْ خرج و دخلش با هم مساوى است يا دخلش بيشتر از خرجش است ، اين را ما نگاه مىداريم ؛ براى اينكه خوب خرج خودش را دارد ، يك چيزى هم به ما مىرسد ! هر آدمى كه خرجش كمتر نيست [ و ] دخلش كمتر از خرجش است ، اين را بايد توى دريا انداخت ! » اين آدم انساندوست يك همچو آدمى است ! اينكه حالا اين قدر از او تعريف مىكنند يك همچو آدمى است كه اين فقرا كه نمىتوانند كار بكنند ، پيرمرد حالا شده است ، ضعيف شده است ، يك عيبى دارد كه نمىتواند كار كند به اندازهء مخارج خودش ، اين ديگر به درد نمىخورد ؛ اين را بايد ريخت توى دريا راحت بشوند ! توى دريا هم بريزند . كه ديگر محتاج به اينكه زمين را بكنند و اينها ، نباشد ! اينها بازى مىدهند جوانهاى ما را ، و تبليغات است همهاش ؛ واقعيت نيست . اين يك حكومت و يك ، عرض بكنم كه رئيس براى آنها [ است ] ؛ و ما هم حكومت خودمان را نشان مىدهيم ، آن حكومتى كه ما مىخواهيم . سيرهء حاكمان اسلامى آن حكومتى كه ما مىخواهيم مصداقش يكى خود پيغمبر اكرم است كه حاكم بود . ما بناست كه رؤسا را [ در نظر ] بگيريم ، رؤسا را نظر بكنيم ، سيرهء رؤسا را نظر بكنيم ؛ يكى از آنها هم حضرت امير بود ؛ يكى هم عُمَر بود . ما ببينيم اينها مثل عُمَر هم هستند ؟ يكى از آنها هم حضرت امير . خود پيغمبر را هر كس كه سيره نوشته است از رسول اكرم ، [ نقل كرده كه ] وضعش در زندگى كمتر بوده است از اين مردم عادى كه آن وقت در مدينه